مرا بشكن ، مرا بشكن!
مرا بشکن ترا با اشك خون از ديده بيرون راندم آخر هم كه تا در جام قلب ديگري ريزي شراب آرزوها را به زلف ديگري آويزي آن گلهاي صحرا را مگو با من ، مگو از هستي و مستي من آن خودرو گياه وحشي صحراي اندوهم كه گل هاي نگاه و خنده هايم رنگ غم دارد مرا از سينه بيرون كن ببر از خاطر آشفته نامم را بزن بر سنگ جامم را مرا بشكن ، مرا بشكن ! تو سرتاپا وفا بودي تو با درد آشنا بودي ولي اي مهربان من بگو آخر كه از اول كجا بودي ؟ كنون كز من بجا مشت پري در آشيان مانده و آهي زير سقف آسمان مانده بيا آتش بزن اين آشيان اين بال و پرها را رها كن اين دل غمگين و تنها را ترا راندم كه دست ديگري بنيان كند روزي بناي عشق و اميدت شود اميد جاويدت ترا راندم ولي هرگز مگو بامن كه "اصلا معني عشق و محبت را نمي دانم" "كه در چشمان تو نقش غم و دردت نمي خوانم" ترا راندم ولي آن لحظه گويي آسمان مي مرد جهان تاريك مي شد ، كهكشان مي مرد ... درون سينه ام دل ناله ميزد : باز كن از پاي زنجيرم ، كه بگريزم به دامانش بياويزم به او با اشك خون گويم مرو ، من بي تو مي ميرم ... ولي من در ميان هاي هاي گريه خنديدم كه تو هرگز نداني بي تو يك تك شاخهي عريان پاييزم دگر از غصه لبريزم در اين دنيا بمان بي من براي ديگري سر كن نواي عشق و مستي را بخوان در گوش جان ديگري آواي هستي را تو اي تنها اميدم بي من از آن كوچه ها بگذر مرا يك دم بياد آور ... بياد آور كه مي گفتم : بيا اميد جان من ! بيا تن را ز قيد آرزوهايش جدا سازيم بيا ميعاد خود را در جهان ديگر اندازيم... بياد آور كه اكنون بي تو خاموشم ز خاطرها فراموشم و يك تك لالهي وحشي به جاي شمع بر گور دل من روشن است اكنون !
مرا بشکن
ترا با اشك خون از ديده بيرون راندم آخر هم
كه تا در جام قلب ديگري ريزي شراب آرزوها را
به زلف ديگري آويزي آن گلهاي صحرا را
مگو با من ، مگو از هستي و مستي
من آن خودرو گياه وحشي صحراي اندوهم
كه گل هاي نگاه و خنده هايم رنگ غم دارد
مرا از سينه بيرون كن
ببر از خاطر آشفته نامم را
بزن بر سنگ جامم را
مرا بشكن ، مرا بشكن !
تو سرتاپا وفا بودي تو با درد آشنا بودي
ولي اي مهربان من
بگو آخر كه از اول كجا بودي ؟
كنون كز من بجا مشت پري در آشيان مانده
و آهي زير سقف آسمان مانده
بيا آتش بزن اين آشيان اين بال و پرها را
رها كن اين دل غمگين و تنها را
ترا راندم
كه دست ديگري بنيان كند روزي بناي عشق و اميدت
شود اميد جاويدت
ولي هرگز مگو بامن كه "اصلا معني عشق و محبت را نمي دانم"
"كه در چشمان تو نقش غم و دردت نمي خوانم"
ترا راندم ولي آن لحظه گويي آسمان مي مرد
جهان تاريك مي شد ، كهكشان مي مرد ...
درون سينه ام دل ناله ميزد :
باز كن از پاي زنجيرم ، كه بگريزم
به دامانش بياويزم
به او با اشك خون گويم
مرو ، من بي تو مي ميرم ...
ولي من در ميان هاي هاي گريه خنديدم
كه تو هرگز نداني بي تو يك تك شاخهي عريان پاييزم
دگر از غصه لبريزم
در اين دنيا بمان بي من
براي ديگري سر كن نواي عشق و مستي را
بخوان در گوش جان ديگري آواي هستي را
تو اي تنها اميدم
بي من از آن كوچه ها بگذر
مرا يك دم بياد آور ...
بياد آور كه مي گفتم : بيا اميد جان من !
بيا تن را ز قيد آرزوهايش جدا سازيم
بيا ميعاد خود را در جهان ديگر اندازيم...
بياد آور كه اكنون بي تو خاموشم
ز خاطرها فراموشم
و يك تك لالهي وحشي
به جاي شمع
بر گور دل من روشن است اكنون !
+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت13:54توسط محسن | |
آری ذهن ما باغچه است گل در آن باید کاشت ور نکاری گل من علف هرز در آن می روید
دفتر خاطرات محمد حرفهای قشنگ عباس گفتنی های مهدی بچه ی باوفای باکلام با صفا دلتنگی های خواهرم آبجی الهام فطرس تکیه گاه دلم آبجی مرجان دو کلمه حرف حساب از سعید و اما داداش سعید داداش رضای مشکی شب و تنهایی بوی بارون بوی تنها شدن لینکی امان از دل چرا عاشق شدم من؟ عكس آهنگ مريم حيدرزاده فرهنگ و هنر بابا ابوالفضل گل هیچکسخانه بانو ژسیلن"میگه سنگ شده" دفتر مشق نازدونه فالی بگیر برای دل رؤياي كلاغ سياه عشق جهان را نجات خواهد داد متاسفم بی معرفتی بزرگترین گناه در بزن بیا تو نازی آنتی دختر غزاله و وبلاگ پرعکس حرفهایی از جنس زمان(نیلوفرانه) اشك نوشته... بال شکسته خواهان پرواز دختری از جنس تنهایی دل نوشته های یه غریبه عاشقانه های پژمان عزیز سفرنامه عشق یه دنیای دیگه!!!؟ يه دختر كوچولوي پاك رها خط نقره ای گل مشکی آزادراه آرته روناك(دور از همه) چاي تلخ نامه هایی از تیمارستان یه سایت خوب برای دیدن دل شکسته شهر عشق پشت هیچستان کدهای جاوا ستاره شب سیب سرخ كسي مرا به آفتاب معرفي نخواهد كرد سکوت خاکستر نشین این شادی از کجا آمده است...؟ یداله رویایی گاهي دلم براي خودم تنگ ميشود... كلبه تنهايي يلنا امپراطور دل شكسته سوشیانت آتوسا آسمان هفتم صدای پای تو از سمت کعبه می آید.... دختر سایه فریادگر من و تو سایه اميرحسين و مليكا خودسانسوری با تو دوباره زن شدم... 30 ثانيه زير خاك یکی مثل تو ...بهترین کلیپ های ایرانی... اسیر دختر ایرونی غروب بي پايان تنهاکده ی من تک و تنها قصه های عشق من قالب های نایت اسکین LinkDump آزاد راهدختر ایرونینغمه های تنهاییتبلیغات رایگانثمینگالری مهناز افشارسپیدهفرشته کوچولوآنیتاکوچه ی درد و دلها Categories باشد...چشم بیش از اینها میتوان خاموش ماند آتیش گرفتم میتونی پیپتو با آتیش جنازه روشن کنی من قسم خوردم به تو شاخه ها پژمرده است... حتي اينجا هم ديگه برات غريبه است... قهوه میخواهد دلم... امشب حال مرا تو نمیدانی... کی اشکاتو پاک میکنه شبا که غصه داری؟ مترسک یک بغل گل بی بو ... فراموشم کن... باورم نکردند...! وقت باشد میروم حالا کمی حالم بده حرف بود اما لبانم دوختم... زندگی بودش ولی کمرنگ بود... مرا بشكن ، مرا بشكن! اگر دنیا مرا خواند که پستم... بزن که بیهوشم... به خاطر بهار... که من ناخورده از جام تو مستم... چه سود گر بگویمت که خسته ام... کاربران آنلاین: بازديدها : Design by : Night Skin
باشد...چشم بیش از اینها میتوان خاموش ماند آتیش گرفتم میتونی پیپتو با آتیش جنازه روشن کنی من قسم خوردم به تو شاخه ها پژمرده است... حتي اينجا هم ديگه برات غريبه است... قهوه میخواهد دلم... امشب حال مرا تو نمیدانی... کی اشکاتو پاک میکنه شبا که غصه داری؟ مترسک یک بغل گل بی بو ... فراموشم کن... باورم نکردند...! وقت باشد میروم حالا کمی حالم بده حرف بود اما لبانم دوختم... زندگی بودش ولی کمرنگ بود... مرا بشكن ، مرا بشكن! اگر دنیا مرا خواند که پستم... بزن که بیهوشم... به خاطر بهار... که من ناخورده از جام تو مستم... چه سود گر بگویمت که خسته ام... کاربران آنلاین: بازديدها : Design by : Night Skin