تبليغاتX
کی اشکاتو پاک میکنه شبا که غصه داری؟

کی اشکاتو پاک میکنه شبا که غصه داری؟

دلنامه

چشم کردم باز با راز و نیاز

خواب بودم دیده بودم اشک و آه

گریه دیوانه وار و یک صدا

یک بیابان بود پر ز بی کسی

یک بغل خاطره های سر سری

گوش کردم آن صدا هشیار شد

زجه های مادرم بیمار شد

مادرم بود

ناله های بی امان مادرم بود

اشکهای آتشین خواهرم بود

گونه های خیس آن بالاترم بود

او پدر بود

یک نگاه دلنواز صاحبم بود

یک برادر یک رفیق

گوش کردم آن صدا بی تاب شد

حرفها با نغمه ای دمساز شد

ساز من با نای دل یکساز شد

تشنه بودم

هیچ کس آبی نداشت

گوش کردم ناله ای سازی نداشت

چادر مادر گرفتم آب

آب میخواهد دلم

مادرم بی اعتنا از من گذشت

او ندید من را ندید

دستهای گرم بابا را گرفتم

آب میخواهم کمی آبم بده

غصه ای دارم به دل جانم بده

ای برادر خنده ای زن

ای خدا یارم بده

خواهرم دستم بگیر نایم بده

اندکی نانم بده

ای خدا دنیای من اینگونه بود؟

حرفهایم بی هوا بیهوده بود؟

پس چرا هستم چرا؟

نکند رفتنیم

یا رفتم!

صبر کن...!

او دگر کیست که آنجاست

او چرا خوابیده ست

او چرا گریان نیست

چه کفن پیچ شده

خنده دار است قیافش

او شباهت به نگاهم دارد

او اگر اخم کند چهره من را دارد

او اگر پیر شود من ماند

او به مانند من است

او نه انگار من است!؟

چه توهم گاهیست

اگر او من باشد

من کیم

من به خود گفتم که من من نیستم

حالا که اینچنین به خدا دلسپرده ام

با درد، ساز و نوایی بهم زدم

بی آب من را روانه آن خانه میکنند

نه صبر کن

یکی زل زده ست به من

یک کاسه آب به دستش گرفته است

او همان نیست که کفن پیچ شده؟

او منم

به خدا او خود منم

آبم بده

وای چه سرد است این آب

خواب میخواهم کمی جایم بده

نیست حال رفتنم

من خسته ام

یا کمی دلبسته ام

وقت باشد میروم حالا کمی حالم بده

یا دو تا بالم بده

ای برادر تو بخند

تو بخندان لبها

من به لبخند شما میمانم

...

 

 

 

+نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت19:41توسط محسن | |