وقت باشد میروم حالا کمی حالم بده
چشم کردم باز با راز و نیاز خواب بودم دیده بودم اشک و آه گریه دیوانه وار و یک صدا یک بیابان بود پر ز بی کسی یک بغل خاطره های سر سری گوش کردم آن صدا هشیار شد زجه های مادرم بیمار شد مادرم بود ناله های بی امان مادرم بود اشکهای آتشین خواهرم بود گونه های خیس آن بالاترم بود او پدر بود یک نگاه دلنواز صاحبم بود یک برادر یک رفیق گوش کردم آن صدا بی تاب شد حرفها با نغمه ای دمساز شد ساز من با نای دل یکساز شد تشنه بودم هیچ کس آبی نداشت گوش کردم ناله ای سازی نداشت چادر مادر گرفتم آب آب میخواهد دلم مادرم بی اعتنا از من گذشت او ندید من را ندید دستهای گرم بابا را گرفتم آب میخواهم کمی آبم بده غصه ای دارم به دل جانم بده ای برادر خنده ای زن ای خدا یارم بده خواهرم دستم بگیر نایم بده اندکی نانم بده ای خدا دنیای من اینگونه بود؟ حرفهایم بی هوا بیهوده بود؟ پس چرا هستم چرا؟ نکند رفتنیم یا رفتم! صبر کن...! او دگر کیست که آنجاست او چرا خوابیده ست او چرا گریان نیست چه کفن پیچ شده خنده دار است قیافش او شباهت به نگاهم دارد او اگر اخم کند چهره من را دارد او اگر پیر شود من ماند او به مانند من است او نه انگار من است!؟ چه توهم گاهیست اگر او من باشد من کیم من به خود گفتم که من من نیستم حالا که اینچنین به خدا دلسپرده ام با درد، ساز و نوایی بهم زدم بی آب من را روانه آن خانه میکنند نه صبر کن یکی زل زده ست به من یک کاسه آب به دستش گرفته است او همان نیست که کفن پیچ شده؟ او منم به خدا او خود منم آبم بده وای چه سرد است این آب خواب میخواهم کمی جایم بده نیست حال رفتنم من خسته ام یا کمی دلبسته ام وقت باشد میروم حالا کمی حالم بده یا دو تا بالم بده ای برادر تو بخند تو بخندان لبها من به لبخند شما میمانم ...
چشم کردم باز با راز و نیاز
خواب بودم دیده بودم اشک و آه
گریه دیوانه وار و یک صدا
یک بیابان بود پر ز بی کسی
یک بغل خاطره های سر سری
گوش کردم آن صدا هشیار شد
زجه های مادرم بیمار شد
مادرم بود
ناله های بی امان مادرم بود
اشکهای آتشین خواهرم بود
گونه های خیس آن بالاترم بود
او پدر بود
یک نگاه دلنواز صاحبم بود
یک برادر یک رفیق
گوش کردم آن صدا بی تاب شد
حرفها با نغمه ای دمساز شد
ساز من با نای دل یکساز شد
تشنه بودم
هیچ کس آبی نداشت
گوش کردم ناله ای سازی نداشت
چادر مادر گرفتم آب
آب میخواهد دلم
مادرم بی اعتنا از من گذشت
او ندید من را ندید
دستهای گرم بابا را گرفتم
آب میخواهم کمی آبم بده
غصه ای دارم به دل جانم بده
ای برادر خنده ای زن
ای خدا یارم بده
خواهرم دستم بگیر نایم بده
اندکی نانم بده
ای خدا دنیای من اینگونه بود؟
حرفهایم بی هوا بیهوده بود؟
پس چرا هستم چرا؟
نکند رفتنیم
یا رفتم!
صبر کن...!
او دگر کیست که آنجاست
او چرا خوابیده ست
او چرا گریان نیست
چه کفن پیچ شده
خنده دار است قیافش
او شباهت به نگاهم دارد
او اگر اخم کند چهره من را دارد
او اگر پیر شود من ماند
او به مانند من است
او نه انگار من است!؟
چه توهم گاهیست
اگر او من باشد
من کیم
من به خود گفتم که من من نیستم
حالا که اینچنین به خدا دلسپرده ام
با درد، ساز و نوایی بهم زدم
بی آب من را روانه آن خانه میکنند
نه صبر کن
یکی زل زده ست به من
یک کاسه آب به دستش گرفته است
او همان نیست که کفن پیچ شده؟
او منم
به خدا او خود منم
آبم بده
وای چه سرد است این آب
خواب میخواهم کمی جایم بده
نیست حال رفتنم
من خسته ام
یا کمی دلبسته ام
یا دو تا بالم بده
ای برادر تو بخند
تو بخندان لبها
من به لبخند شما میمانم
...
+نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت19:41توسط محسن | |
آری ذهن ما باغچه است گل در آن باید کاشت ور نکاری گل من علف هرز در آن می روید
دفتر خاطرات محمد حرفهای قشنگ عباس گفتنی های مهدی بچه ی باوفای باکلام با صفا دلتنگی های خواهرم آبجی الهام فطرس تکیه گاه دلم آبجی مرجان دو کلمه حرف حساب از سعید و اما داداش سعید داداش رضای مشکی شب و تنهایی بوی بارون بوی تنها شدن لینکی امان از دل چرا عاشق شدم من؟ عكس آهنگ مريم حيدرزاده فرهنگ و هنر بابا ابوالفضل گل هیچکسخانه بانو ژسیلن"میگه سنگ شده" دفتر مشق نازدونه فالی بگیر برای دل رؤياي كلاغ سياه عشق جهان را نجات خواهد داد متاسفم بی معرفتی بزرگترین گناه در بزن بیا تو نازی آنتی دختر غزاله و وبلاگ پرعکس حرفهایی از جنس زمان(نیلوفرانه) اشك نوشته... بال شکسته خواهان پرواز دختری از جنس تنهایی دل نوشته های یه غریبه عاشقانه های پژمان عزیز سفرنامه عشق یه دنیای دیگه!!!؟ يه دختر كوچولوي پاك رها خط نقره ای گل مشکی آزادراه آرته روناك(دور از همه) چاي تلخ نامه هایی از تیمارستان یه سایت خوب برای دیدن دل شکسته شهر عشق پشت هیچستان کدهای جاوا ستاره شب سیب سرخ كسي مرا به آفتاب معرفي نخواهد كرد سکوت خاکستر نشین این شادی از کجا آمده است...؟ یداله رویایی گاهي دلم براي خودم تنگ ميشود... كلبه تنهايي يلنا امپراطور دل شكسته سوشیانت آتوسا آسمان هفتم صدای پای تو از سمت کعبه می آید.... دختر سایه فریادگر من و تو سایه اميرحسين و مليكا خودسانسوری با تو دوباره زن شدم... 30 ثانيه زير خاك یکی مثل تو ...بهترین کلیپ های ایرانی... اسیر دختر ایرونی غروب بي پايان تنهاکده ی من تک و تنها قصه های عشق من قالب های نایت اسکین LinkDump آزاد راهدختر ایرونینغمه های تنهاییتبلیغات رایگانثمینگالری مهناز افشارسپیدهفرشته کوچولوآنیتاکوچه ی درد و دلها Categories باشد...چشم بیش از اینها میتوان خاموش ماند آتیش گرفتم میتونی پیپتو با آتیش جنازه روشن کنی من قسم خوردم به تو شاخه ها پژمرده است... حتي اينجا هم ديگه برات غريبه است... قهوه میخواهد دلم... امشب حال مرا تو نمیدانی... کی اشکاتو پاک میکنه شبا که غصه داری؟ مترسک یک بغل گل بی بو ... فراموشم کن... باورم نکردند...! وقت باشد میروم حالا کمی حالم بده حرف بود اما لبانم دوختم... زندگی بودش ولی کمرنگ بود... مرا بشكن ، مرا بشكن! اگر دنیا مرا خواند که پستم... بزن که بیهوشم... به خاطر بهار... که من ناخورده از جام تو مستم... چه سود گر بگویمت که خسته ام... کاربران آنلاین: بازديدها : Design by : Night Skin
باشد...چشم بیش از اینها میتوان خاموش ماند آتیش گرفتم میتونی پیپتو با آتیش جنازه روشن کنی من قسم خوردم به تو شاخه ها پژمرده است... حتي اينجا هم ديگه برات غريبه است... قهوه میخواهد دلم... امشب حال مرا تو نمیدانی... کی اشکاتو پاک میکنه شبا که غصه داری؟ مترسک یک بغل گل بی بو ... فراموشم کن... باورم نکردند...! وقت باشد میروم حالا کمی حالم بده حرف بود اما لبانم دوختم... زندگی بودش ولی کمرنگ بود... مرا بشكن ، مرا بشكن! اگر دنیا مرا خواند که پستم... بزن که بیهوشم... به خاطر بهار... که من ناخورده از جام تو مستم... چه سود گر بگویمت که خسته ام... کاربران آنلاین: بازديدها : Design by : Night Skin