|
... به کودکی پستی به جوانی مستی به پیری سستی …پس ای عزیز خدا را کی پرستی... اول یه عذرخواهی از همه به خاطر غیبت طولانیم, آخه در بستر بیماری بودم و توان نوشتن رو نداشتم... دوم اینکه راستش انرژی ای برای نوشتن مجدد نداشتم... و سوم اینکه...حالا مینویسم... آخه روز عشقه...روز تولد منم که هست...پس مینویسم... بغض پائیزیم رفت//بغض یه غروب غمناک//شاهد شکستن من//قطره بارون رو خاک//غربت هر چه غروبه//غم هر چی ابر دنیاست//میون تنهای دنیا//شده تنهایی نصیبم//کاش که بودی و میدیدی//اینجا بی تو چه غریبم//کاش میدونستی که بی تو//مرگ تدریجی مستی//یاد تو تنها رفیق//توی هشیاری و مستی//من هوای گریه کردن//تو صدای گریه من//یاور خوب و نجیبم//بی تو من خیلی غریبم//بی تو هر لحظه یه قرنه//هر نفس زخم کشنده//تنها با گفتن اسمت//رو لبام میشینه خنده//آخ که این فقط یه لحظه ست//بعد از اون های های گریه ست//جای هر آواز اینجا//هر صدا صدای گریه ست//من هوای گریه کردن//تو صدای گریه من//... ولنتاين رو به همه عاشقا تبریک میگم...راستش نوشتن برام سخت شده ولی واجب دونستم که بیام... دلیل سه نقطه هام اینه که حرف زیاد دارم ولی طاقت نوشتنشو ندارم... اجازه میخوام یه فال بگیرم,ببینم حافظ چی میگه بهم,یا علی: منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن منم که دیده نیالودم به بد دیدن وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافریست رنجیدن عجبا از دست این حافظ... انگار قسمتم ز جهان عاشقی نبود... من آن خاموش خاموشم که با شادی نمیجوشم ... تنها با گلها//گویم غمها را//چه کسی داند//ز غم هستی//چه به دل دارم//به چه کس گویم//شده روز من //چو شب تارم//نه کسی آید//نه کسی خواند//ز نگاهم هرگز راز من//بشنو امشب//غم پنهانم//که سخنها گوید ساز من//تو ندانی تنها//همه شب با گلها//سخن دل را میگویم من//چو نسیمی آرم//که وزد بر بستان//همه گلها را می بویم من//تنها با گلها//گویم غمها را//چه کسی داند//ز غم هستی//چه به دل دارم//به چه کس گویم//شده روز من//چو شب تارم//گل ابری//سرگردان//می گرید چشم من در تنهایی//ای روز شادیهام کی باز آیی//امشب حال مرا تو نمیدانی//از چشمم غم دل تو نمیخوانی//امشب حال مرا تو نمیدانی//از چشمم غم دل تو نمیخوانی//تنها با گلها//گویم غمها را//چه کسی داند//ز غم هستی//چه به دل دارم//به چه کس گویم//شده روز من//چو شب تارم//... ... چند نکته: دوستي همواره يك مسؤوليت شيرين است نه يك فرصت. اشكهاي ديگران را مبدل به نگاههاي پر از شادي نمودن بهترين خوشبختي هاست. انسان هر چه بالاتر برود احتمال ديده شدن وصله ي شلوارش بيشتر مي شود. شما ممكن است بتوانيد گلي را زير پا لگدمال كنيد، اما محال است بتوانيد عطر آنرا در فضا محو سازيد. يا چنان نماي كه هستي، يا چنان باش كه مينمايي. پی نوشت(1): غربت را نباید در الفبای شهر غریب جستجو کرد همین که عزیزت نگاهش را به دیگری فروخت تو غریبی... پی نوشت(2): اعتقاد به بخت و قسمت بدترين نوع بردگي است. پی نوشت(3): پایمال ترین، بی بوترین ولی مقاوم ترین گل دنیا را روی قالی خانه مان یافتم. پی نوشت(4): مرا دوست بدار،اندكي ولي طولاني...
|
About![]()
آری ذهن ما باغچه است گل در آن باید کاشت ور نکاری گل من علف هرز در آن می روید
Home
|