تبليغاتX
کی اشکاتو پاک میکنه شبا که غصه داری؟

کی اشکاتو پاک میکنه شبا که غصه داری؟

دلنامه شالوکاست ... یه مُرده

نه بانو! تحمل تنهایی از گدایی دوست داشتن آسانتر است.سهل است که انسان بمیرد تا آنکه بخواهد به تکدی حیات بر خیزد چه چیز مگر هراسی کودکانه در قلب تاریکی، آتش طلب می کند؟ مگر پوزش فرزند فروتن انحراف نیست؟ نه بانو... بگذار که انتظار، فرسودگی بیافریند،زیرا تنها مجرمان التماس خواهند کرد. وما می توانستیم ایمان به تقدیر را مغلوب ایمان به خویش کنیم . آنگاه ماهرگز نفرین کننده امکانات نبودیم... بانو.. دستمال های مرطوب تسکین دهنده دردهای بزرگ نیستند اینک،سرنوشت،همان سرافرازی ازلی خویش را پایدار می بیند. شاید.. شاید،ما نیز عروسک های کوکی یک تقدیر بوده ایم....نمی دانم...."

و دود دیدگان شبم را گرفت و با خود برد

معشوق را به کوچه های خالی دهکده می بخشم تا طعم رویاهای نداشته اش را مزه مزه مزه کند.....

 شومینه روشن.....فنجان قهوه ...برف پشت پنجره.....گیسوان خیس  ...... چه انتظار بی جایی برای وحشی نبودن.....

فال این هفته من مال تو .... ارزو های من با تمام دل مشغولی های خوبم  تقدیم به تو ....فقط نیم ساعت تو مال من..... 

وقتی توی زندگیت دل مشغولی نداری  .... مجبوری یه عده ایی رو مشغول دلت کنی.....تمام مسیر ها به سمت.....

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت12:51توسط محسن | |