تبليغاتX
کی اشکاتو پاک میکنه شبا که غصه داری؟

کی اشکاتو پاک میکنه شبا که غصه داری؟

دلنامه شالوکاست ... یه مُرده

 

 چه گریز یست ز من؟

 چه شتابیست به راه؟

 به چه خواهی بردن در شبی این همه تاریک پناه ؟

مرمرین پله آن غرفه عاج

  لحظه ها رو دریاب

چشم فردا کور است. 

در سكوت مي توان نگاه را معنا كرد

و آن را با عشق به دل پيوند زد

مي توان بهار را به ديدار برگهاي خزان زده برد

و براي رازقي هاي اميد از عطر دوست داشتن گفت

مي خواهم سكوت كنم و تنها به حرف نگاهت گوش كنم

 

 

+نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت10:59توسط محسن | |