خدایا تو به من غم میدی و من تو رو شکر میکنم.این که گناه نیست؟؟؟
من همه نوشته هام رو به کمک دلم مینویسم.ولی دیگه دل ندارم.خدایا بهم بگو حالا چطوری بنویسم.یعنی دیگه ننویسم.فکر میکنم دیگه وقت رفتنه...باید برم.برم که دیگه کارم تو این دنیا تموم شده...
من همیشه از اسمم بدم می اومد.دوست داشتم یه اسم دیگه ای داشتم.ولی حالا خیلی از اسمم خوشم اومده.چون محسن بارون شده دنیا.محسن چه میکنه!!!
دارم گریه میکنم من؟؟؟نه بابا...
من خوشحالم از این که تو خوشحالی.عاشقی قشنگه نه!!!
همیشه دوست داشتم که تو یکی رو دوست داشته باشی.خوشحالم از این که تو محسن رو انتخاب کردی...من محسن هستم ولی...
من هم خوشحالم که خدا داره صدام میکنه.میگه وقت...
خدا هم داره به من میخنده.خدا هم خوشش اومده که من...
خدایا به محسن عشق پایدار بده که بتونه عشق منو خوشبخت کنه.
محسن من از تو میخوام که نذاری اشک از چشمای گل من جاری بشه.محسن دعات میکنم که همیشه عاشق بمونی و پایدار باشی.
ازت میخوام که تو هم واسه من دعا کنی.دعا کن که من فقط عاشق خدا بمونم.
من به عشق یک طرفه خدا راضیم.خدایا من دوست دارم.تو اگه از من متنفر هم باشی باز میگم دوست دارم.
اینو واسه شماهایی میگم که مطلب منو میخونید:سعی کنید اگه عاشق میشید به خاطر عشقتون از همه چیزتون بگذرید.حتی اگه مجبور بشید از خود عشقتونم بگذرید.عاشق واقعی اونی هست که بتونه به خاطر عشقش از همه چیزش بگذره.
با شما عاشقا هستم.عشق خدا رو فراموش نکنید.خیلی حال میده.
خدایا من میخوام بیام پیشت.دستم بگیر...
+نوشته شده در سه شنبه هفدهم آبان 1384ساعت22:14توسط محسن |
|
About
آری ذهن ما باغچه است گل در آن باید کاشت ور نکاری گل من علف هرز در آن می روید